تبليغاتX
یا علی بن موسی الرضا

یا علی بن موسی الرضا

نهایت خلقت جهان پرورش انسان هایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کند

خورشيد ولايت علی سبز

میلاد با سعادت سرور ومولای تمام عالم علی بن ابیطالب(ع) را بر تمام خاکیان عاشق تبریک عرض می نمایمیا علی (ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 21:45  توسط کبوتر حرم  | 

دولت یار باز آمد

تنفیذ حکم ریاست جمهوری ؛ رئیس جمهور منتخب مردم ایران جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد را به شما دوست عزیز تبریک می گویم .حزب الله

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 11:32  توسط کبوتر حرم  | 

مجاهد نستوه آيت الله بهلول درگذشت

مجاهد نستوه آيت الله بهلول درگذشت

روزنامه کیهان-سرويس فرهنگ و معارف

مجاهد نستوه آيت الله شيخ محمدتقي بهلول كه در واقعه قيام مسجد گوهرشاد با سخنراني پرشور خود مردم را بر عليه حكومت رضاخان به قيام واداشت، درگذشت.
محمدتقي بهلول كه در واقعه قيام مسجد گوهرشاد با سخنراني پرشور خود نقش اول را در قيام مردمي داشت، از چندي پيش در بيمارستان خاتم الانبيا تهران در كما به سر مي برد.
نام حاج شيخ محمدتقي بهلول گنابادي در تاريخ حوادث كشف حجاب رضاخاني و واقعه قيام مسجد گوهرشاد به
ثبت رسيده است. وي در سال 9721 شمسي در
روستاي بيلند گناباد
پا به عرصه حيات گذاشت. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد و هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن شد.
وي خواندن و نوشتن را در همان مكتب پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت و دوره سطح را به پايان برد و اكثر تحصيلاتش از قبيل شرح لمعه- مطول- معالم- سيوطي، حاشيه و... را نزد پدر فراگرفت و از 7 تا 14سالگي به كار وعظ و روضه خواني مشغول بود.
شيخ بهلول در سن 27سالگي به مشهد رفت و چون در آن زمان مسئله بي حجابي مطرح بود، رهبري مردم را براي حركت و قيام عليه دولت رضاخان برعهده گرفت. اولين مبارزه وي با رضاخان در برچيدن جشن و سروري بود كه در اول محرم در باغ ملي سبزوار به منظور آمدن همسر شاه مخلوع همراه با امان الله خان پادشاه افغانستان به سبزوار برگزارشده بود و بعد از اين واقعه چون تحت تعقيب قرار گرفت، پياده عازم قم شد.
از ديگر مبارزات او به قيام مسجد گوهرشاد مي توان اشاره كرد كه بعد از آن به افغانستان تبعيد شد و مدت 30 سال را در افغانستان گذراند و در اين مدت كودكان بي سرپرست زيادي را سرپرستي كرد.
از ويژگي ها و خصوصيات اخلاقي اين شيخ بزرگ كه زبانزد نزديكان وي بود، ذوق و ادب او بود؛ به طوريكه او بيش از 200 هزار بيت شعر سروده است و 50 هزار بيت شعر از ديگر شاعران را از حفظ داشت. وي مجتهدو مسلط به ادبيات عرب و سراينده اشعار، متون نغز و خواندني به زبان عربي و مسلط به تاريخ انبياي اسلام و شاهدي زنده بر تاريخ يكصدساله اخير ايران و جهان بود.
همچنين وي به فقه اهل سنت مسلط بوده و سابقه تدريس در دانشگاه الازهراء مصر را داشته و همچنين داراي فعاليت علمي و فرهنگي در راديو الشرق الاوسط مصر و راديو بغداد در پايان دوران تبعيد مي باشد.
يادآوري مي شود كه روزنامه كيهان چندي پيش مصاحبه اي با اين مبارز مجاهد داشت و به گوشه اي از مبارزات و سيره او در اين مصاحبه اشاره شده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 21:37  توسط کبوتر حرم  | 

تسلیت

عالم ربانی حاج شیخ محمد تقی بهلول بیلندی دار فانی را وداع گفت.درگذشت این عالم ربانی را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) ؛ مقام معظم رهبری و ملت ایران تسلیت عرض می نماییم.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 21:34  توسط کبوتر حرم  | 

روسیاهی شرمسار

                 الهی روسیاهی شرمسارم

                                                  که جز درگاه تو جایی ندارم

                 بریدم از همه با تو نشستم

                                                 اگر چه بارها پیمان شکستم

                مرا از تو گناهم دور کرده

                                                 هوس چشم دلم را کور کرده

               اگر چه شاهدم بودی به هر دم

                                                 که من مست گناه و خبط هستم

                نیاوردی به رویم بار الها

                                                 نبردی آبرویم بار الها

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 18:10  توسط کبوتر حرم  | 

نماز

نماز به منزله کعبه و تکبیره الاحرام ، پشت سر انداختن همه چیز غیر از خدا و داخل شدن در حرم الهی است ؛ قیام به منزله صحبت دو دوست ، و رکوع ، خم شدن عبد در مقابل آقاست و سجده ، نهایت خضوع و خاک شدن و عدم شدن در مقابل اوست . و وقتی که عبد در آخر نماز ، ازپیشگاه مقدس الهی باز می گردد ، اولین چیزی را که سوغات می آورد ، سلام از ناحیهء اوست.

                                                        حضرت آیت الله بهجت  مد ظله العالی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 18:7  توسط کبوتر حرم  | 

میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 15:57  توسط کبوتر حرم  | 

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ

 

 

 

 

 

 

 

بوى عشق وزيدن گرفته است و «سحاب رحمت‏» بر سر شهر مى‏بارد، آنقدر آسمان حرم ملكوتى است كه گويى دروازه‏هاى بهشت را به روى زمين گشوده‏اند. شب ميلاد مستوره لاهوتى حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)ست و زمين و زمان در پايكوبى و شور به سرور نشسته‏اند ...

 

بسم الله الرحمن الرحيم إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3ِ»

 

 

روز زن

 

 تبريك

سال روز ميلاد خجسته فاطمه زهرا (س)، سرور بانوان جهان ، عطاي خداوند سبحان، كوثر قرآن، همتاي امير مومنان و الگوي بي بديل تمام جهانيان بر همه زنان عالم مبارك باد.

بزرگ بانويي كه در مهر آميزترين حكمت الهي، كوثر خاتم شد تا پايان يك رسالت را به آخر رساند، تا به فضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي كران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم  از همه سرابها رها شويم و از چشمه حقيقتش سيراب. با اين كه كمتر كسي به كنه وجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امكان دست يابي به ايشان از طريق علم و عمل به گفتار و سيره آن صديقه كبري ميسر است.

 

 شان و منزلت زن

زن در جاهليت پيش از اسلام، در بدترين دوران عمر خود به سر مي برد. در سرزميني كه براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند، نور اسلام درخشيدن گرفت و زن را از افكار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملكوتي و افق هاي روشن نايل گردانيد. آري، زن حقيقتي است كه در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل كرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است. آن گاه كه اسلام در آسمان تاريك جاهليت درخشيد، به زن عزت بخشيد. فرزند دختر را حسنه و بركت خواند و زنان را ريحانه معرفي كرد. زن غير از حقيقت انساني، چهره هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد كه بايد آن جلوه هاي مختلف كشف و آن صورت هاي گوناگون هويدا شود تا آن گونه كه هست، شناسايي و معرفي گردد.

 

 حيا و عفت ، اساس حفظ عزت و شخصيت

زن جامعه اسلامي، با آگاهي از شخصيت والاي خويش و با علم به مسائل ضروري زندگي در بعد معنوي و مادي، و با شناخت دنيا و فرهنگ خود، بايد به پاسداري از اصيل ترين فضيلت، يعني حيا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرتش را تامين كند. هيچ عامل معنوي چون حفظ حيا وعفت در سعادت زن موثر نيست. ظهور فعلي اين ويژگي ها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصيت انساني است. امير مومنان  علي (ع) درباره اين دو صفت انساني فرموده اند: حيا، كليد هر خوبي و عفت، منشا هر خيري است.

 

 الگو در قرآن

قرآن كريم، پيامبر اسلام را الگو وانسان كاملي معرفي مي كند و در اين جهت ميان زن و مرد فرقي نيست؛ ولي خلق و خوي ويژه زنانه و احساسات لطيف و عواطف رقيق زن و مسوليت هايي كه در نظام آفرينش بر دوش او نهاده شده ، ايجاب مي كند كه زنان نيز، الگويي كامل و اسوه اي بي بديل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آن چه را از زن انتظار مي رود و قرآن و سنت نيز آنها را تاييد مي كند، در سيره اخلاقي، اجتماعي و خانوادگي او تبلور يافته بنگرند و به او تاسي جويند. بي ترديد، زهراي مرضيه (س) ، نسخه وجودي پيامبر اكرم (ص) است ولي در اين نسخه وجودي، مسائل بيشتري براي زنان تبلور يافته كه در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعي مفيدتر و آموزنده تر است.

 

 الگوي زنان امت اسلامي

امت اسلامي، همواره زناني تربيت كرده كه شايسته است الگوي ديگران باشند. زن مسلمان معاصر از اين الگوها كم ندارد؛ چراكه زناني از بستر تاريخ برخاسته اند كه بشريت به وجود آنان افتخار مي كند و امت اسلامي از داشتن آنان به خود مي بالد. ولي همه اينها به يك الگوي مطلق منتهي مي شوند كه كسي جز دخت والا گهر پيامبر (س) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام كلثوم نام آور نيست.او كسي است كه يازده امام معصوم كه الگوهاي كامل همه انسانها هستند از نسل پاك اويند و جز او، كسي شايسته چنين مقامي نيست.

آري اگر زهرا نبود، راه بي نشان بود و زنان خداجوي، سرگردان و گمراه مي ماندند.

 

 مقام زن در فرهنگ وحي

زن در فرهنگ اسلامي ما، مظهر قداست و پاكي و موجب خير و بركت شناخته شده و از ارزش و احترام فوق العاده اي برخوردار است. هويت زن، هويت جامعه است و در واقع ارزش گذاشتن به زن و كمالات وخدمات بي پايان او، ارزش نهادن به همه جامعه است. اين ارزش قائل شدن براي زن، فقط در دين مبين اسلام نيست و به طور كلي در فرهنگ وحي از زن به عظمت ياد شده است. براي نمونه مي توان به داستان حضرت مريم اشاره كرد. مريم مقدس، تجلي گاه يكي از بزرگ ترين اعجازهاي آسماني معرفي مي شود و وجود عيسي (ع) يكي از تجليات كمال روحاني اين زن به شمار مي رود. مريم، با تقوا و درايت بود و لحظه اي از توجه به پروردگارش باز نمي ماند و بر اثر همين فضائل آغوشش مهد پرورش عيساي مسيح گرديد.

 

 حجاب ، تدبير آفرينش

اسلام كه زن را گوهر گران بهاي هستي مي داند، حجاب را همچون صدف، بهترين وسيله براي حفظ و ثبات شخصيت او معرفي كرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا برده و براي ترقي و سعادت او، خدمات شايان قابل توجهي انجام داده است. حجاب و حيا كه از ويژگي هاي فطري زن است، تدبير نيكوي آفرينش براي حفظ  مقام و موقعيت زن در برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامي، نقش سازنده خود را ايفا نموده و ثابت كردند كه زن مسلمان، كالاي تبليغاتي نيست.

 

 نقش زن در فرهنگ جامعه

فرهنگ جامعه كه برآيند ارزش ها، انديشه ها و خواست هاي يك ملت است، به ميزان وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتي گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله ايران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلي اين افات بوده اند. در واقع زنان به جهت تاثير گذاري عميق و گسترده اي كه مي توانند در سطوح مختلف جامعه داشته باشند، به عنوان بهترين راه جهت انتقال آفات فرهنگي انتخاب  مي شوند و از ويژگيهاي جسمي، عاطفي و نقش اجتماعي زنان براي تهاجم به فرهنگ سوء استفاده مي شود.

دراين زمانه حساس، اين بر عهده زنان ايراني است كه به وظيفه حياتي خود در مقابل اين آفات آگاهي يافته و با پيروي از رهنمودهاي بزرگان دين، به آن عمل كنند.

 

 زن و جهاد

زن صدر اسلام، با حفظ حدودي كه خداوند براي او قرار داده بود، در صحنه هاي مختلف اجتماعي، سياسي و نظامي حضوري فعال داشته و به عنوان عنصري كارآمد، در دفاع از اسلام و حكومت اسلامي نقش هاي مهمي را ايفا مي كرد. حضور زناني مانند نسيبه، جراحه و ام عطيه كه در بسياري از غزوات و جنگ هاي پيامبر (ص) حضور داشتند و عهده دار مسوليت امداد بودند، راه را براي زنان امت اسلامي باز كرده كه در صورت نياز، مي توانند با حضور مستقيم به عنوان پرستار و هم چنين شركت غيرمستقيم، مانند تشويق مردان براي رفتن به جبهه، فرستادن امكانات و كمك براي رزمندگان اسلام اقدام كنند. بيان نقش زنان در جنگ هاي صدر اسلام در زمان پيامبر (ص) مي تواند راه گشاي امت مسلمان در شركت هرچه بيشتر آنان در نبرد با استكبار جهاني باشد.

  

 موقعيت زن ايراني

زن ايراني در مقايسه با وضعيت زن در جهان امروز، بهترين موقعيت را در حرمت گذاري به حدود و حقوقش دارد و واقعيت هاي افتخاربرانگيزي چون مشاركت هاي بي نظير سياسي و اجتماعي كه همه به بركت انقلاب و اسوه گيري از وجود گرانقدر حضرت زهرا (س) به دست آمده، به طور انكار ناپذيري مويد و گواه آن است.

انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، حركت زنان و نهضت موثر آنان را، در ميدانهاي مختلف فرهنگي، سياسي و علمي، به عنوان يكي از بهترين شاخص هاي انقلاب عظيم اسلامي اعلام داشته، و بسياري از شكوفايي هاي جامعه را، در پرتو حركت خردمندانه و هوشيارانه زنان جامعه اسلامي معرفي مي كند.

 

 زن مربي بشريت

الفباي حقوق خانواده در اسلام، بر پايه محبت پي ريزي شده و نقش آفرين هستي، زن را نقش آفرين تاريخ آفريده است. زن مربي بشريت است و كانون تربيت خانواده، بدون اين مربي شايسته، رنگ سعادت نخواهد ديد و خانه، حضور مسوولانه و مدبرانه مادري كاردان را مي طلبد. اين نقش نمي تواند تشريفاتي يا حتي قراردادي باشد و حق تعالي در نظام زيبا و حكيمانه آفرينش زن را در چنين جايگاهي قرار داده است. زن كانون هستي و پايگاه  مهرورزي و عشق و خانواده، مركز آموزش صفا، صميميت، ايثار و عطوفت به همگان است.

 

 حضور اجتماعي زنان

ترديدي نيست كه حضور اجتماعي زنان و فعاليت آنها در عرصه هاي سياسي به خودي خود نه تنها ممنوع نيست، بلكه مطلوب هم است؛ مگر اين كه به وظايف خانوادگي زنان لطمه زده و جنبههاي اصيل مادري و همسري آنها را به خطر اندازد. زن مسلمان امروز، بايد  خطبه ها و خطابه هاي زهرا و زينب ( س) را كه در شرايط سخت روحي ايراد كرده اند، نه يك بار، بلكه بارها بخواند تا متوجه شود كه الگوهاي واقعي زن مسلمان، چگونه در كنار وظايف مادري و همسري، به بيان حقايق پرداختند و راز و رمز زندگي معنوي زن را آشكار ساختند. زن مسلمان امروز، با داشتن الگوهاي برجسته اي چون زهرا و زينب بايد در مسائل سياسي و اجتماعي بي تفاوت نبوده، و وظايف خويش را با پاس داشت از وظايف مادري و همسري انجام دهد.

 

 زن ، خانواده ، جامعه

بي ترديد سعادت هر جامعه، در گرو سعادت خانواده هاي آنان است. خانواده، كانون پرورش نسل آينده است و زن در خانواده، مركز اصلي مهر و عاطفه مي باشد. كمبود عواطف در جامعه، زندگي افراد را خشك وبي روح مي كند و نسل بعد را روز به روز از سعادت فردي و اجتماعي دور مي سازد. امام خميني (ره) كه با قيامش ، حياتي دوباره به شخصيت زن ايراني بخشيد، در پيامي زن را به عنوان مربي صلح و فساد جامعه معرفي مي فرمايند:

” نقش زنان در عالم، از ويژگيهاي خاص برخوردار است. صلاح و فساد يك جامعه، از صلاح وفساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي گيرد. زن يكتا موجودي است كه مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتش يك جامعه، بلكه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني كشيده شوند و مي تواند به عكس آن باشد. “

 

 آسيه ، پيكره ايمان

نظري به تاريخ حيات زن در اعصار پيشين و جست وجو در رويدادهاي گوناگوني كه زن عهده دار نقش آنها بوده، اين نكته را آشكار مي سازد كه هرگاه زن جان و روان خويش را پاك دارد و به عوالم روحاني بگرايد و هر بار كه ضمير خويش را از زنگار هوس و ظاهرسازي ها بزدايد، چنان با عظمت و نيرومند مي شود كه حتي ممكن است تعيين سرنوشت تاريخ ملتي، به اراده او بستگي پيدا كند.

نمونه بارز اين زنان، اسيه همسر فرعون است. آسيه در زبان قرآن به عنوان الگويي كامل در مقام عشق ورزي به ايمان خدا معرفي گرديده است. او پيشرو تمام زناني است كه با دلي مالامال از نور ايمان، فكر و عقيده اي محكم و استوار دارند. آري، زن در جهان آفرينش مي تواند به گونه اي نيرومند و نافذ گردد كه آسيه آن زن خداجوي بود.

سايه وجود نادره بانوي دو عالم، حضرت فاطمه زهرا (س)، تا ابد بر سر ما خواهد بود و با وجود چنين اسوه بزرگي، زنان ما پيشتاز پاكي و شرافت و سر بلندي خواهند ماند. اگرچه مزار مقدسش بر ما معلوم نيست، اما درسهاي بزرگ او، در استمرار مكتب نبوت در رودخانه هاي رستگاري و ايمان همواره جاري خواهد ماند.

  

منبع: گلبرگ معرفت/ روز زن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 15:47  توسط کبوتر حرم  | 

به روايت همسر شهید

همت به روايت همسر

مي گفت: « در مکه از خدا چند چيز خواستم؛ يکي اينکه در کشوري که نفس امام نيست، نباشم؛ حتي براي لحظه اي، بعد تو رااز خدا خواستم و دو پسر – بخاطر همين هر دفعه مي دانستم بچه ها چي هستند. آخر هم دعا کردم نه اسير شوم، نه جانباز.» اتفاقاً براي همه سوال بود که حاجي اين همه خط ميرود چطور يک خراش بر نمي دارد. فقط والفجر 4 بود که ناخنشان بريد. آن شب اين را که گفت اشک هايش ريخت. گفت:«اسارت و جانبازي ايمان زيادي مي خواهد که من آن را در خود نمي بينم. من از خدا خواستم فقط وقتي جزو اولياء الله قرار گرفتم – عين همين لفظ را گفت – درجا شهيد شوم.»

حاجي براي رفتنش دعا مي کرد، من براي ماندنش. قبل از عمليات خيبر آمد به من و بچه ها سربزند. خانه ما در اسلام آباد خرابي پيدا کرده بود و من رفته بودم خانه حاج محمد عباديان که بعدها شهيد شد. حاجي که آمدند دنبالم، من در راه برايش شرح و تفصيل دادم که خانه اين طوري شده، بنايي کرده اند و الان نمي شود آنجا ماند. سرما بود. وسط زمستان. اما وقتي حاجي کليد انداخت و در را باز کرد، جا خورد. گفت: «خانه چرا به اين حال و روز افتاده؟» انگار هيچ کدام از حرف هاي مرا نشنيده بود!

رفتيم داخل خانه. وقتي کليد برق را زد و تو صورتش نگاه کردم، ديدم پير شده. حاجي با آن که 28 سال سن داشت همه فکر مي کردند جوان بيست و دو، سه ساله است؛ حتي کمتر. اما من آن شب براي اولين بار ديدم گوشه چشمهايش چروک افتاده، روي پيشانياش هم. همان جا زدم زير گريه، گفتم: «چه به سرت آمده؟ چرا اين شکلي شده اي؟» حاجي خنديد، گفت:«فعلاً اين حرف ها را بگذار کنار که من امشب يواشکي آمده ام خانه. اگر فلاني بفهمد کله ام را مي کند!» و دستش را مثل چاقو روي گلويش کشيد. بعد گفت: «بيا بنشين اينجا، با تو حرف دارم.» نشستم. گفت: «تو ميداني من الان چه ديدم؟» گفتم؟ «نه!» گفت: «من جداييمان را ديدم.» به شوخي گفتم: «تو داري مثل بچه لوس ها حرف ميزني! گفت: «نه، تاريخ را ببين. خدا هيچ وقت نخواست عشّاق، آنهايي که خيلي به هم دلبسته اند، با هم بمانند.» من دل  نمي دادم به حرفهاي او. مسخره اش کردم. گفتم: «حال ما ليلي و مجنونيم؟» حاجي عصباني شد، گفت:«من هر وقت آمدم يک حرف جدي بزنم تو شوخي کن! من امشب مي خواهم با تو حرف بزنم. در اين مدت زندگي مشترکمان يا خانه مادرت بوده اي يا خانه پدري من، نمي خواهم بعد از من هم اين طور سرگرداني بکشي. به برادرم مي گويم خانه شهرضا را آماده کند، موکت کند که تو و بچه ها بعداز من پا روي زمين يخ نگذاريد، راحت باشيد.» بعد من ناراحت شدم، گفتم:«تو به من گفتي دانشگاه را ول کن تا به هم برويم لبنان، حالا...» حاجي انگار تازه فهميد دارد چقدر حرف رفتن ميزند، گفت:«نه، اينطور ها نيست. من دارم محکم کاري مي کنم. همين»

فردا صبح راننده با دو ساعت تاخير آمد دنبالش. گفت: «ماشين خراب است، بايد ببرم تعمير.» حاجي خيلي عصباني شد، داد زد:«برادر من! مگر تو نمي داني که بچه هاي زبان بسته تو منطقه معطل ما هستند. من نبايد اينها را چشم به راه مي گذاشتم.» از اين طرف من خوشحال بودم که راننده تا برود ماشين را تعمير کند حاجي يکي دو ساعت بيشتر مي ماند. با هم برگشتيم خانه، اما من ديدم اين حاجي با حاجي دفعات قبل فرق مي کند. هميشه مي گفت: «تنها چيزي که مانع شهادت من مي شود وابستگي ام به شما هاست. روزي که مساله شما را براي خود حل کنم، مطمئن باش آن وقت، وقت رفتن من است.»

خبرشهادت حاجي را داخل ميني بوس از راديو شنيدم.

شوهرم نبود. اصلا هيچ وقت در زندگي برايم حالت شوهر نداشت. هميشه حس مي کردم رقيب من است و آخر هم زد و برد.

وقتي مي رفتيم سردخانه باورم نمي شد. به همه مي گفتم:«من او را قسم داده بودم هيچ وقت بدون ما نرود» هميشه با او شوخي مي کردم، مي گفتم» «اگر بدون ما بروي، مي آيم گـُوشت را ميبرم!» بعد کشوي سردخانه را مي کشند و مي بيني اصلا سري در کار نيست. مي بيني کسي که آن همه برايت عزيز بوده، همه چيز بوده...

طعمي که در زندگي با او چشيدم از جنس اين دنيا نبود، مال بالا بود، مال بهشت. خدا رحمت کند حاجي را!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 8:21  توسط کبوتر حرم  | 

شهید مهدی باکری

گوشه ای از وصیتنامه شهید مهدی باکری

عزيزانم‌! اگر شبانه‌روز شكرگزار خدا باشيم كه نعمت اسلام و امام را به بما عنايت فرموده‌، باز هم كم است‌. آگاه باشيم كه صدق نيت و خلوص در عمل‌، تنها چاره‌ساز ماست‌. ...‌بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست‌.
... هميشه به ياد خدا باشيد و فرامين خدا را عمل كنيد‌. پشتيبان و از ته قلب مقلد امام باشيد‌. اهميت زياد به دعاها و مجالس ياد اباعبدالله (ع‌) و شهدا بدهيد كه راه سعادت و توشه آخرت است‌. همواره تربيت حسيني و زينبي بيابيد و رسالت آنها را رسالت خود بدانيد‌. و فرزندان خود را نيز همانگونه تربيت كنيد كه سربازاني با ايمان و عاشق شهادت و علمداراني صالح و وارث حضرت ابوالفضل (ع‌) براي اسلام بار بيايند‌.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 8:19  توسط کبوتر حرم  | 

شهید مرتضی آوینی

نهایت خلقت جهان پرورش انسان هایی است که در برابر شدائد بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کند و حسینی شود.

                                                                                  شهید مرتضی آوینی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 8:19  توسط کبوتر حرم  | 

رای ما دکتر محمود احمدی نژاد

 دکتر محمود احمدی نژاد .:::  تا دولت كريمه يك ياحسين ديگر  :::.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 8:18  توسط کبوتر حرم  | 

فاطمه ، فاطمه است.

گفت:

 

هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم دربارۀ حضرت مریم(س) داد سخن

 

داده اند.

 

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکــــران ، ملتها در شرق و غرب ،

 

ارزشهای حضرت مریم (س)را بیان کرده اند.

 

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش حضرت مریم (س) همه ذوق

 

و قدرت خلاقــــــه شان را بکار گرفته اند.

 

هزار سال است که همه هنــــرمندان ، چهره نگـــاران ، پیکره ســــازان بشــــر ، در

 

نشان دادن سیما و حـــالات حضرت مریم (س)هنر مندی های اعجاز گر کرده اند.

 

امّا مجموعــــه گفته ها و اندیشـــه ها و کوششـها و هنرمندیــهای همه در طول این

 

 قرنهای بسیار ، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های حضرت مریم (س)

 

 را بازگویند که:

 

"مریم (س) ، مادر عیسی (س) است".

 

و من خواستم با چنین شیوه ای از حضرت فاطمه (س) بگویم.

 

باز درماندم :

 

خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجۀ بزرگ (س) است.

 

دیدم که فاطمه نیست.

 

خواستم بگویم که :

 

فا طمه دختر محمّد (ص)است.

 

دیدم که فاطمه نیست.

 

خواستم بگویم که :

 

فاطمه همسر علی (ع) است.

 

دیدم که فاطمه نیست.

 

خواستم بگویم که :

 

فاطمه مادر حسین (ع) است.

 

دیم که فاطمه نیست.

 

خواستم بگویم که :

 

فاطمه مادر زینب (س) است.

 

باز دیدم که فاطمه نیست.

 

نـــه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

 

فاطمه ، فاطمه است.

 

برگرفته از کتاب : « فاطمه ، فاطمه است » استاد شریعتی.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 0:1  توسط کبوتر حرم  | 

این نیز بگذرد

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیشکی نبود ..در زمان های خیلی قدیم پادشاهی پادشاهی می کرد . این بنده خدا یک روز صبح از خواب بلند شد دستور داد تا همه شاعران ، نویسندگان ، وزیران ، عالمان و....به خدمت او بیاییند. پس به آنها دستور داد که دور هم جمع بشوند و با فکر و مشورت خودتان جمله ای بنویسند بر روی انگشتر من که من هر وقت ناراحت هستم نگاه به جمله کنم خوشحال بشوم ! و هر وقت خوشحال هستم نگاه به جمله بکنم ناراحت بشوم ! چند روزی که گذشت جمله آماده شد وآن را روی انگشتر نوشتند ؟!وآن مله این بود (و این نیز بگذرد...).خودتون مثل آخر فیلم ها نتیجه اخلاقی بگیرید .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 23:9  توسط کبوتر حرم  | 

مسافری از دانشگاه:

                

از صفر من تا بیست تو

                               راهی بجز تقدیر نیست

دلخوش به استادم نکن

                              حذف اضطراری دیر نیست

من غایبم یا در سکوت

                              تو حاضر و در گفت و گو

من غافل از استاد و درس

                              تو می نویسی مو به مو

با جزوه و فرمول بیا

                              تا پاس کنم یک واحدی

چیزی نخواندن بهتر از

                              یک شب تلاش بی خودی

با عشق در دانشکده

                              جایی برای درس نیست

البته ترم هفت و هشت

                              دیگر مجال ترس نیست

دانشجو ار عاشق شود

                              بی پرده مشروط می شود

چیزی شبیه آب هویج

                              با کوفته مخلوط می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 23:8  توسط کبوتر حرم  | 

دکتر علی شریعتی از دیدگاه مقام معظم رهبری:

به نظر من شریعتی بر خلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست یعنی "از شگفتی ها ی زمان و شاید شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران وهم مخالفانش نوعی هم دستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پر شور را ناشناخته نگه دارند و این ظلمی به اوست .

بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشتو من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود، اما ادعا می کنم که در کنار اینها چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی هایی برخوردار بود. پس ظلم است اگر به خاطر اشـتباهات او برجسـتگی های او را نبینیم .

شریعتی از جمله منادیانی بود ، که از طرح اسلام به عنوان یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام ، به صورت یک ایدئولوژی و قائده یک نظام اجتماعی رنج می برد وکوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی مطرح کند ،این بعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید وشاید شناخته نشده است .

اگر ترکیبی از زیباییهای شریعتی با بطون آرمه اندیشه اسلامی مطهری به وجود بیاوریم آن به نظر من همان مرحله نوینی است که نسل ما به آن نیاز دارد.

 

خدایا کمکم کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد ؛ قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ؛ خدایا بمن چگونه زیستن را بیاموز ، چگونه مردن را خودم خواهم آموخت

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم ؛ که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد بر دست کودکی گستاخ و بازی گوش و او یک روز و پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم بیفشارد

بدین سان بشکند دائم ؛ سکوت مرگبارم را

 

                                                                                   دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 23:5  توسط کبوتر حرم  |